فهرست عناوین
- مقدمه
- تلاش های اولیه برای سفید کردن پارچه پیش از مواد شیمیایی
- کشف کلر و اثر سفیدکنندگی آن
- کلود لویی برتولت و تولد سفیدکننده مایع
- روستای ژاول در کنار سن: مکانی که تبدیل به نام شد
- از لیکور دو ژاول تا او دو ژاول
- ماهیت شیمیایی محلول های اولیه آب ژاول
- آب ژاول چگونه صنعت نساجی را متحول کرد
- گسترش فناوری سفیدکننده و نقاط عطف تاریخی مهم
- پودر سفیدکننده: رقیب جامد آب ژاول
- آنتوان لاباراک و گذار از سفیدکننده به ضدعفونی کننده
- آب ژاول در واژگان خانگی و علمی انگلیسی
- تولید صنعتی سفیدکننده کلری در دوران مدرن
نوشته شده توسط شرکت صنایع ژاول ایران
منتشر شده توسط شرکت صنایع ژاول ایران
تاریخ انتشار مقاله : 12-09-1404
تاریخ بروزرسانی مقاله : 12-09-1404
تعداد کلمات : 3000
آدرس مقاله : لینک مقاله
خاستگاه تاریخی نام آب ژاول

مقدمه
آب ژاول که به فرانسوی Eau de Javel نامیده می شود، نیاکان تاریخی سفیدکننده کلردار امروزی و بخشی مهم از تاریخ شیمی صنعتی است. این ماده در اصل یک محلول هیپوکلریت است که ابتدا در نزدیکی پاریس و در روستای سابق ژاول تولید شد و نام آن این خاستگاه جغرافیایی را حفظ کرده است. در قرن هجدهم، سفید کردن پارچه فرآیندی کند، پرهزینه و وابسته به شرایط آب و هوا بود. ظهور آب ژاول تقریباً یک شبه این وضعیت را تغییر داد و امکان سفید کردن پارچه را در چند ساعت به جای چند ماه فراهم کرد و راه را برای معیارهای تازه نظافت گشود. این تاریخ خیلی خیلی مهم است برای درک این که چگونه سفیدکننده مدرن وارد زندگی روزمره و بهداشت عمومی شد. داستان آب ژاول، شیمیدانان مشهور، کارخانه های شیمیایی اولیه و گسترش تدریجی سفیدکننده از کارگاه های تخصصی نساجی تا خانه های عادی را به هم پیوند می دهد. درک این سیر تحول، امروز نیز اهمیت دارد؛ زیرا انتخاب منبع مطمئن و صنعتی برای تولید این ماده به ویژه در مواردی مانند خرید آب ژاول نیرو کلر اصفهان تانکر برای مصارف گسترده ادامه همان مسیر اعتماد به فرآورده های استاندارد و معتبر است. با دنبال کردن این که نام آب ژاول چگونه پدید آمد و چرا پایدار ماند، می توانیم ببینیم که چگونه یک نوآوری محلی فرانسوی به نمادی جهانی از تمیزی، گندزدایی و قدرت شیمی کاربردی تبدیل شد.
تلاش های اولیه برای سفید کردن پارچه پیش از مواد شیمیایی
پیش از اختراع آب ژاول یا هر نوع سفیدکننده کلردار، سفید کردن پارچه ها یک روند طولانی، خسته کننده و بسیار فصلی بود. پارچه های کتانی، نخی و دیگر الیاف گیاهی به طور طبیعی رنگ زرد یا خاکستری داشتند و هر رنگ یا چرک روی آن ها بسیار سخت پاک می شد. در بسیاری از نقاط اروپا، پارچه های تازه بافته شده را به «مزارع سفیدگری» بزرگ منتقل می کردند، آن ها را روی چمن پهن می کردند و بارها با آب یا محلول های قلیایی ضعیف خیس می کردند. نور خورشید و هوا به آرامی لکه های آلی را طی هفته های طولانی اکسید می نمود. بعدها، روش های منظم تر، شست و شو در قلیاب به دست آمده از خاکستر چوب و مایعات اسیدی مانند دوغ یا شیر ترش را با دوره های چند روزه پهن کردن پارچه زیر آفتاب ترکیب کرد. بخش های وسیعی از زمین های نزدیک مراکز نساجی به این میدان های سفیدگری اختصاص داشت و به مساحت زیاد و کار دستی شدید نیاز بود. اختلالات آب و هوایی می توانست تولید را ماه ها عقب بیندازد و هزینه ها را بالا ببرد و عرضه را محدود کند. تولیدکنندگان و دولت ها می دانستند که سفیدگری سریع تر از نظر اقتصادی تحول آفرین است، اما هنوز ابزار شیمیایی لازم را در اختیار نداشتند. همین زمینه دشوار بود که باعث شد هنگام ظهور آب ژاول، این ماده به عنوان یک پیشرفت چشمگیر احساس شود.
کشف کلر و اثر سفیدکنندگی آن
کلید قدرت آب ژاول، کلر است؛ گاز سبز زردی که نخستین بار در دهه ۱۷۷۰ شناسایی شد. در سال ۱۷۷۴ شیمیدان کارل ویلهلم شیله با واکنش دادن اسیدهای معدنی با ترکیبات منگنز، کلر را به دست آورد و متوجه رنگ شدید و بوی خفه کننده آن شد. در آغاز، این گاز بیشتر یک کنجکاوی آزمایشگاهی بود و برخی پژوهشگران حتی درباره این که عنصر است یا ترکیب بحث می کردند. چند سال بعد، شیمیدان فرانسوی کلود لویی برتولت شروع به آزمایش های منظم تر با کلر کرد. او دریافت که وقتی پارچه ها یا مواد رنگی در معرض گاز کلر قرار می گیرند، رنگ آن ها به سرعت محو می شود. رنگدانه هایی که معمولاً در برابر صابون، قلیاب و ماه ها آفتاب مقاومت می کردند، در عرض چند ساعت از بین می رفتند. این اثر آن قدر چشمگیر بود که برتولت فوراً پتانسیل آن را برای سفیدگری صنعتی پارچه تشخیص داد. با این حال، گاز کلر برای کارگران ناخوشایند و خطرناک بود و فرآیند باید به شکلی ایمن و قابل کنترل تبدیل می شد. این درک که می توان کلر را در محلول های قلیایی حل و به صورت شیمیایی نگهداری کرد، پلی شد میان مشاهده های آزمایشگاهی و تولید سفیدکننده های استفاده پذیر و در نهایت محصولی که نام آب ژاول را با خود حمل می کند.
کلود لویی برتولت و تولد سفیدکننده مایع
کلود لویی برتولت از برجسته ترین شیمیدانان عصر روشنگری فرانسه بود و کار او در مرکز داستان آب ژاول قرار دارد. او پس از بررسی توان سفیدکنندگی گاز کلر، کوشید این ماده تهاجمی را به شکلی قابل استفاده درآورد. برتولت دریافت که با عبور دادن گاز کلر از محلولی از قلیا مانند پتاس (کربنات پتاسیم) یا خاکستر سودا (کربنات سدیم)، مایعی شفاف به دست می آید که همچنان قدرت سفیدکنندگی زیادی دارد. این سفیدکننده مایع به مراتب آسان تر از خود گاز قابل استفاده بود؛ کارگران می توانستند به جای تنفس ابرهای کلر، پارچه را در حوضچه های محلول فرو ببرند. برتولت به سازمان دهی تولید در کارخانه شیمیایی واقع در منطقه ژاول کنار رود سن کمک کرد، جایی که روش او در مقیاس بزرگ به کار گرفته شد. در آنجا، سفیدکننده مایع تولید، در ظروف ذخیره و به کارگاه های نساجی حمل می شد. چیزی که پیشتر یک کنجکاوی علمی بود، به محصولی تجاری تبدیل شد که زمان سفیدگری را به شدت کوتاه و نیاز به زمین های باز سفیدگری را کاهش داد. سهم برتولت فقط در شیمی نبود، بلکه نشان دادن این بود که یک کارخانه می تواند به طور منظم محلولی شیمیایی استاندارد برای صنعت تولید کند؛ نمونه ای اولیه از آنچه امروز مهندسی شیمی صنعتی می نامیم.
روستای ژاول در کنار سن: مکانی که تبدیل به نام شد
نام آب ژاول مستقیماً از محل پیدایش آن، روستای سابقی در حاشیه پاریس، گرفته شده است. در قرن هجدهم، ژاول آبادی کوچکی در کرانه چپ رود سن و پایین دست مرکز پاریس بود. این محل از نظر صنعتی جذاب بود زیرا دسترسی به رودخانه، فضای کافی برای ساختمان ها و فاصله ای از مناطق شلوغ مسکونی فراهم می کرد. یک کارخانه شیمیایی تحت حمایت اشراف برای تولید محصولات مختلف در آنجا تأسیس شد. هنگامی که فرآیند سفیدگری برتولت عملی و کارآمد شد، این کارخانه ژاول به مرکز اولیه تولید سفیدکننده مایع تبدیل گردید. مشتریان به تدریج محصول جدید را با مکان تولید آن مرتبط کردند. در زبان فرانسه، این محلول لیکور دو ژاول و سپس او دو ژاول نامیده شد، یعنی به ترتیب لیکور ژاول و آب ژاول. با گذشت زمان، ژاول در شهر پاریس ادغام شد و اکنون بخشی از منطقه پانزدهم این شهر است، اما نام شیمیایی از هویت روستا بیشتر دوام آورد. این نمونه ای کلاسیک است از این که چگونه یک نام جغرافیایی محلی با یک نوآوری صنعتی گره می خورد؛ همان گونه که برخی پنیرها، نوشیدنی ها یا فولادها با نام مناطق اولیه تولید خود شناخته می شوند، حتی زمانی که آن مناطق از نظر سیاسی یا اداری تغییر کرده باشند.
از لیکور دو ژاول تا او دو ژاول
در نخستین شکل تجاری، سفیدکننده تولید شده در منطقه ژاول با نام «لیکور دو ژاول» عرضه می شد و تأکید داشت که محصولی مایع و شیمیایی است، نه پودر یا گاز. این محلول با حباب دادن کلر در آب قلیایی، ابتدا با پتاس و بعد با خاکستر سودا، تهیه می شد و نمک های هیپوکلریت را در آب حل می کرد. سفیدکنندگان پارچه و رختشویخانه ها خیلی زود به راحتی این محصول پی بردند؛ آن ها به جای کار با مواد جامد خورنده یا گاز خفه کننده، می توانستند بشکه ها یا بطری های این محلول آماده را بخرند و طبق نیاز رقیق کنند. با ورود محصول به استفاده گسترده تر خانگی، به ویژه در نظافت، اصطلاح ساده تر او دو ژاول به معنی آب ژاول رواج بیشتری پیدا کرد. این نام برای عموم مردم قابل فهم تر و تلفظ آن آسان تر بود و این تصویر را ایجاد می کرد که با نوعی آب ویژه از ژاول روبه رو هستند که قدرت سفیدکنندگی و گندزدایی غیرمعمول دارد. به مرور، «او دو ژاول» به اصطلاح استاندارد فرانسوی برای هر محلول هیپوکلریت سدیم مورد استفاده در لباسشویی یا نظافت منزل تبدیل شد، حتی اگر در فاصله ای بسیار دور از پاریس تولید شده باشد. این نام از برچسبی شبیه برند خاص به یک واژه عمومی خانگی تبدیل گردید.
ماهیت شیمیایی محلول های اولیه آب ژاول
از دیدگاه شیمی، آب ژاول اولیه یک محلول رقیق از یون های هیپوکلریت در آب بود که همراه با کلرید معمولی و pH قلیایی وجود داشت. زمانی که گاز کلر به محلول قلیایی حاوی کربنات یا هیدروکسید اضافه می شود، بخشی از کلر به هیپوکلریت و بخش دیگری به کلرید تبدیل می شود. نتیجه کلی، مایعی حاوی هیپوکلریت سدیم یا هیپوکلریت پتاسیم، بسته به قلیای استفاده شده، به همراه نمک کلرید متناظر است. هیپوکلریت یک اکسیدکننده قوی است و به سرعت پیوندهای شیمیایی و ساختارهای کروموفور که به رنگ ها و رنگدانه ها رنگ می دهند را هدف قرار می دهد و آن ها را به قطعات بی رنگ تجزیه می کند. آب ژاول اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم از نظر غلظت نسبت به استانداردهای امروزی ضعیف به شمار می آمد، اما همچنان برای از بین بردن سریع رنگ از پنبه و کتان کافی بود. قلیایی بودن آن همچنین به صابونی شدن چربی ها و رها شدن آلودگی ها از الیاف کمک می کرد. از آنجا که محلول ناپایدار بود، به ویژه در گرما یا نور، باید نسبتاً نزدیک به زمان مصرف تولید می شد؛ نکته ای که اهمیت کارخانه های نزدیک ژاول را توضیح می دهد. فرمولاسیون های امروزی سفیدکننده هنوز بر همان شیمی پایه ای تکیه دارند که آب ژاول را به این اندازه موثر کرده بود.
آب ژاول چگونه صنعت نساجی را متحول کرد
برای صنعت نساجی قرن هجدهم و نوزدهم، ظهور آب ژاول چیزی کمتر از یک تحول اساسی نبود. سفیدگری از کندترین مراحل تولید پارچه سفید بود و گاه زمان بیشتری از ریسندگی یا بافندگی مصرف می کرد. با ورود آب ژاول، قرار دادن های طولانی زیر آفتاب و خیس کردن های پی در پی در محلول های قلیایی طبیعی با غوطه ور کردن کنترل شده در محلول های هیپوکلریت جایگزین شد. کارگاه های نساجی به سرعت حوضچه های بزرگ چوبی یا سنگی ایجاد کردند که در آن ها پارچه را در محلول آب ژاول قرار می دادند، سپس می شستند و با تأخیری بسیار کمتر به مراحل بعدی می رساندند. چرخه های تولید قابل پیش بینی تر شدند زیرا دیگر به فصل ها، تابش خورشید یا خشکی طولانی هوا وابسته نبودند. این قابلیت اعتماد برای قراردادهای صادراتی و سفارش های نظامی که موعد تحویل در آن ها حیاتی بود، بسیار مهم بود. با کاهش نیاز به زمین برای میدان های سفیدگری و نیروی کار برای پهن کردن و مراقبت از پارچه، هزینه ها رو به کاهش گذاشت. آب ژاول همچنین امکان دستیابی به سفیدی یکنواخت تر را فراهم کرد که برای مصرف کنندگان خواهان ملحفه ها و لباس زیر روشن جذاب بود. به همراه ماشین های بافندگی و ریسندگی مکانیزه، سفیدکننده شیمیایی به تکمیل گذار از تولید دستی به سامانه صنعتی یکپارچه کمک کرد.
گسترش فناوری سفیدکننده و نقاط عطف تاریخی مهم
اختراع آب ژاول فقط در یک کارخانه پاریسی محبوس نماند. شیمیدانان و کارآفرینان در سراسر اروپا روش های جدید سفیدگری را بررسی کردند و نسخه های خود را توسعه دادند. برخی بر بهبود پایداری محلول های هیپوکلریت تمرکز کردند، در حالی که دیگران شکل های تحویل و بازده را تغییر دادند. این ایده که می توان پارچه را در چند ساعت به جای چند ماه سفید کرد، به سرعت در شبکه های تجاری و علمی پخش شد. این نوآوری ها به سرعت در بسیاری کشورها پذیرفته شد و زنجیره ای از فناوری های تازه مانند پودر سفیدکننده جامد و بعد سفیدکننده های بدون کلر الهام بخشید. در طول قرن نوزدهم، داستان آب ژاول با تاریخ کلی تر مواد شیمیایی صنعتی، بهداشت عمومی و محصولات نظافت خانگی در هم آمیخت. جدول زیر چند نقطه عطف مهم را خلاصه می کند که نشان می دهد چگونه مفهوم آب ژاول به خانواده ای از مواد سفیدکننده و گندزدا تبدیل شد که در سراسر جهان استفاده می شوند.
| سال | شخصیت یا رویداد کلیدی | مکان | نوع پیشرفت | تأثیر تاریخی |
|---|---|---|---|---|
| 1774 | شناسایی گاز کلر | اروپای شمالی | کشف یک گاز واکنش پذیر جدید | فراهم کردن پایه شیمیایی لازم برای سفیدکننده های بعدی. |
| دهه 1780 | آزمایش های سفیدگری برتولت | پاریس و ژاول | استفاده از کلر برای سفید کردن پارچه | نشان داد که می توان رنگ را در چند ساعت به جای چند ماه از بین برد. |
| 1789 | تولید لیکور دو ژاول | کارخانه ژاول | نخستین سفیدکننده مایع هیپوکلریت | ایجاد یک محلول سفیدکننده عملی و قابل تجارت. |
| دهه 1790 | پذیرش توسط کارخانه های نساجی | فرانسه و همسایگان | استفاده صنعتی از آب ژاول | تسریع گذار به تکمیل صنعتی پارچه در کارخانه ها. |
| 1799 | اختراع پودر سفیدکننده | اسکاتلند | هیپوکلریت کلسیم جامد | امکان حمل و نقل آسان تر و سفیدکردن گسترده پارچه ها. |
| دهه 1820 | گندزدایی پزشکی با هیپوکلریت ها | فرانسه و اروپا | استفاده برای ضدعفونی زخم و بیمارستان | پیوند دادن شیمی سفیدکننده با بهداشت عمومی در حال شکل گیری. |
| اواخر دهه 1800 | معرفی سفیدکننده های بدون کلر | اروپا | توسعه سفیدکننده بر پایه آب اکسیژنه | ارائه گزینه ای ملایم تر برای منسوجات حساس. |
| اوایل دهه 1900 | محصولات برنددار سفیدکننده خانگی | اروپا و آمریکای شمالی | بطری های هیپوکلریت سدیم برای مصرف خانگی | تبدیل میراث آب ژاول به یک محصول مصرفی جهانی. |
پودر سفیدکننده: رقیب جامد آب ژاول
با افزایش تقاضا برای مواد سفیدکننده شیمیایی، تولیدکنندگان به دنبال محصولاتی بودند که حمل و ذخیره آن ها آسان تر از آب ژاول مایع باشد. نتیجه این جست و جو، پودر سفیدکننده بود؛ ماده ای خشک که عمدتاً بر پایه هیپوکلریت کلسیم ساخته می شد. با واکنش دادن گاز کلر با آهک شکفته، شیمیدانان ماده ای کم رنگ و گچی تولید کردند که می شد آن را در بشکه ها بسته بندی و بدون تجزیه سریع مانند محلول ها، در مسافت های طولانی حمل کرد. وقتی کاربران به محلول سفیدکننده نیاز داشتند، کافی بود مقدار معینی پودر سفیدکننده را در آب حل کنند و گاهی قلیا اضافه نمایند تا قدرت آن تنظیم شود. این انعطاف پذیری پودر سفیدکننده را به ویژه در مناطقی دور از کارخانه های بزرگ شیمیایی یا در کارگاه های عظیم نساجی که به حجم زیادی سفیدکننده نیاز داشتند، جذاب کرد. با گذشت زمان، پودر سفیدکننده به استاندارد صنعتی، به خصوص در بریتانیا و شبکه های تجاری آن تبدیل شد. با این وجود، آب ژاول و سایر هیپوکلریت های مایع همچنان مهم باقی ماندند، به ویژه در جاهایی که تولید پیوسته و مصرف فوری ممکن بود. همزیستی شکل های جامد و مایع سفیدکننده نشان می دهد که چگونه راه حل های فناورانه متفاوت می توانند جایگاه های مکملی در یک بازار شیمیایی واحد داشته باشند.

آنتوان لاباراک و گذار از سفیدکننده به ضدعفونی کننده
در اوایل قرن نوزدهم، داروساز و شیمیدان فرانسوی آنتوان ژرمن لاباراک دامنه استفاده از محلول های مشابه آب ژاول را فراتر از سفیدگری پارچه گسترش داد. او بررسی کرد که چگونه محلول های هیپوکلریت می توانند بوی بد ناشی از بقایای حیوانی، فاضلاب و زباله های بیمارستانی را خنثی کنند. لاباراک نشان داد که این محلول ها فقط بو را نمی پوشانند، بلکه منابع اصلی گندیدگی را کاهش می دهند. در عصری که نظریه میکروب هنوز کاملاً شکل نگرفته بود، او با این حال تشخیص داد که هیپوکلریت ها می توانند از انتشار میازم ها و بیماری های خطرناک جلوگیری کنند. سودای کلردار و ترکیبات مشابه او برای ضدعفونی بخش های بیمارستان، شست و شوی زخم های قانقاریایی و تمیز کردن تأسیسات عمومی استفاده شد. مقامات نظامی و دریایی نیز آن ها را برای کنترل بیماری در فضاهای پرتراکم به کار گرفتند. کار لاباراک به پزشکان و مسئولان بهداشت کمک کرد تا بپذیرند که گندزداهای شیمیایی می توانند نقشی مرکزی در حفاظت از سلامت داشته باشند. فرمول های او از نظر ترکیب به آب ژاول کلاسیک نزدیک بودند، اما برای کاربردهای پزشکی و بهداشتی به جای منحصراً نساجی بهینه شده بودند. این گذار از سفیدکننده به ضدعفونی کننده، زمینه مهمی برای روش های آنتی سپتیک بعدی و نگاه امروزی به سفیدکننده به عنوان عامل نظافت و حامی قدرتمند در برابر عفونت فراهم کرد.
آب ژاول در واژگان خانگی و علمی انگلیسی
با گسترش آگاهی نسبت به پیشرفت های شیمیایی فرانسه، دانشمندان و خانه داران انگلیسی زبان اصطلاح Javelle water را به عنوان وام مستقیم از eau de Javelle پذیرفتند. کتاب های راهنمای شیمی خانگی، لباسشویی و زدودن لکه در قرن نوزدهم اغلب دستور تهیه آب ژاول خانگی را شامل می شد. معمولاً این دستورها پیشنهاد می کرد که سودا اش را در آب حل کرده و سپس منبعی از کلر اضافه کنند تا محلول هیپوکلریت شبیه محصول فرانسوی اصلی به دست آید. آب ژاول به اصطلاحی آشنا برای لکه بر همه کاره تبدیل شد که می توانست لکه های آلی را از رومیزی ها، لباس ها و حتی برخی سطوح سخت پاک کند. در متون علمی و فنی، این عبارت گاهی به شکل محدودتر برای محلول های هیپوکلریت آزمایشگاهی که به روش خاصی تهیه می شدند به کار می رفت. با این حال، در طول زمان، برچسب های عمومی تر مانند محلول سفیدکننده یا فقط bleach جایگزین Javelle water در گفتار روزمره انگلیسی شد. در فضای خانگی امروز نیز وایتکس و مایع سفید کننده ، نام های رایج خانگی آب ژاول محسوب می شوند و برندهای تجاری که بر راحتی و ایمنی تأکید دارند معمولاً عنوان های ساده تر و قابل فهم تر را ترجیح می دهند. امروزه، این اصطلاح بیشتر در بحث های تاریخی و منابع قدیمی دیده می شود، اما همچنان نشان می دهد که میراث آب ژاول چگونه به طور مستقیم به زبان و عادت های خانگی انگلیسی زبانان ترجمه شده است.
تولید صنعتی سفیدکننده کلری در دوران مدرن
با گسترش صنایع شیمیایی در قرن نوزدهم و بیستم، تولید محلول های هیپوکلریت از کارخانه های کوچک نیمه سنتی به سمت واحدهای بزرگ یکپارچه حرکت کرد. یکی از مراحل مهم، توسعه تولید صنعتی گاز کلر با استفاده از الکترولیز آب نمک بود. این روش به تولیدکنندگان امکان داد کلر، سود سوزآور و هیدروژن را به شکل کنترل شده و اقتصادی به دست آورند. با واکنش دادن کلر با بخشی از محلول هیدروکسید سدیم، آن ها محلول هیپوکلریت سدیم تولید کردند که از نظر ترکیب بسیار شبیه آب ژاول کلاسیک بود. مخازن ذخیره بزرگ، آزمایشگاه های کنترل کیفیت و خطوط بطری سازی استاندارد، چیزی را که زمانی یک تخصص محلی بود به کالایی جهانی تبدیل کرد. تولیدکنندگان می توانستند غلظت، pH و پایدارکننده ها را برای بازارهای مختلف، از سفیدکننده های صنعتی قوی تا فرمول های ملایم خانگی، تنظیم کنند. حتی با ظهور اکسیدکننده های جدید، سفیدکننده کلردار موقعیت خود را حفظ کرد زیرا موثر، نسبتاً ارزان و به خوبی شناخته شده است. در این چارچوب مدرن، نام اصلی آب ژاول به جز در فرانسه کمتر به کار می رود، اما ایده بنیادی محلول قلیایی کلردار همچنان بخشی پایدار از چشم انداز صنعتی است.


