فهرست عناوین
- مقدمه
- کشف هیپوکلریت سدیم در قرن هجدهم
- استفاده ی اولیه به عنوان عامل سفید کننده در نساجی
- پیشرفت ضد عفونی در قرن نوزدهم توسط لاباراک
- نقش هیپوکلریت سدیم در بهداشت عمومی قرن نوزدهم
- اوایل قرن بیستم: گندزدایی آب آشامیدنی
- جنگ جهانی اول و نوآوری های مراقبت از زخم
- اواسط قرن بیستم: رواج سفید کننده در خانه ها
- گسترش کاربردهای صنعتی در قرن بیستم
- کاربردها در صنایع غذایی و کشاورزی
- پیشرفت های فناوری تولید و دسترس پذیری
- کاربردهای پزشکی و درمانی مدرن
- بررسی تطبیقی کاربردهای گذشته و حال
نوشته شده توسط شرکت صنایع ژاول ایران
منتشر شده توسط شرکت صنایع ژاول ایران
تاریخ انتشار مقاله : 22-08-1404
تاریخ بروزرسانی مقاله : 22-08-1404
تعداد کلمات : 3700
آدرس مقاله : لینک مقاله
تحول کاربردهای آب ژاول از گذشته تا کنون

مقدمه
هیپوکلریت سدیم که معمولاً با نام آب ژاول (مایع سفیدکننده یا وایتکس) شناخته می شود، دارای تاریخی بسیار طولانی و دستخوش تحول در کاربردهای خود در بسیاری از صنایع و حوزه های بهداشت عمومی است. این ترکیب شیمیایی قدرتمند با فرمول NaOCl سفر خود را در قرن هجدهم به عنوان یک ماده انقلابی برای سفید کردن پارچه آغاز کرد و به تدریج به یک ماده ضدعفونی کننده و گندزدای ضروری در دوران مدرن تبدیل شد. در طول سال ها، کاربردهای هیپوکلریت سدیم از سفید کردن ساده پارچه ها به نقش های حیاتی در تصفیه آب، مراقبت های بهداشتی، نظافت خانگی و فرآیندهای صنعتی گسترش یافته است. در بسیاری از صنایع امروزی، نیاز به استفاده گسترده و مطمئن از این ماده باعث شده تصمیم گیری درباره تأمین آن از جمله مواردی مانند خرید آب ژاول تهران مخزن IBC اهمیت بیشتری پیدا کند، زیرا بسته بندی ایمن و استاندارد نقش مهمی در حفظ پایداری و کیفیت ماده دارد. تکامل کاربردهای هیپوکلریت سدیم از گذشته تا حال نشان دهنده ی پیشرفت های علمی، تغییر نیازهای جامعه و نوآوری های مداوم در شیمی و فناوری است. در این بررسی جامع، خواهیم دید که چگونه موارد استفاده ی هیپوکلریت سدیم از زمان کشف اولیه ی آن تا کاربردهای گسترده ی امروزی توسعه یافته اند.
کشف هیپوکلریت سدیم در قرن هجدهم
داستان هیپوکلریت سدیم اواخر قرن هجدهم در فرانسه آغاز شد. در سال ۱۷۸۹، شیمیدان فرانسوی کلود لوئیس برتوله با عبور دادن گاز کلر از محلول قلیایی کربنات سدیم یک محلول جدید به دست آورد و ناخواسته هیپوکلریت سدیم را ایجاد کرد. این مایع کم رنگ که در ابتدا liqueur de Javel (آب ژاول) نامیده شد، خاصیت سفید کنندگی بالایی داشت. در ابتدا برای سفید کردن و زدودن لکه ها از پارچه های پنبه ای و دیگر منسوجات به کار رفت و روشی بسیار سریع تر از سفید کردن سنتی با نور خورشید ارائه داد. نوآوری برتوله مفهوم سفید کننده ی شیمیایی را پایه گذاری کرد و به تأسیس کارخانه ای در منطقه ی ژاول پاریس منجر شد. خبر اثر بخشی این ماده ی جدید حتی در دمای محیط نیز به سرعت پیچید. طولی نکشید که افراد دیگری فرمول آن را بهبود دادند؛ به عنوان مثال در اوایل قرن نوزدهم آنتوان لاباراک با استفاده از سود سوز آور ارزان تر به جای پتاس، محلول هیپوکلریت سدیم مشابه سفید کننده ی امروزی تهیه کرد. این کشف سنگ بنای تولید تجاری سفید کننده را بنا نهاد و هنوز هم امروزه در فرانسه به مایع سفید کننده آب ژاول گفته می شود که بازتاب خاستگاه اولیه ی آن است. این دستاورد اولین کاربرد عمده ی هیپوکلریت سدیم به شمار می رود.
استفاده ی اولیه به عنوان عامل سفید کننده در نساجی
پس از کشف هیپوکلریت سدیم، نخستین کاربرد گسترده ی آن در صنعت نساجی به عنوان سفید کننده ی پارچه بود. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، تولید کنندگان پارچه به سرعت از این مایع سفید کننده جدید برای سفید کردن منسوجاتی مانند پنبه و کتان استقبال کردند. پیش از آن، سفید کردن پارچه ها مستلزم فرآیندهای پر زحمتی مانند قرار دادن پارچه زیر نور خورشید به مدت طولانی یا به کار گیری مواد طبیعی مانند دوغ بود، روش هایی که انجامشان هفته ها به طول می انجامید و اغلب نتایج یکنواختی به همراه نداشتند. در مقابل، محلول هیپوکلریت سدیم (که به سادگی به عنوان سفید کننده شناخته می شد) می توانست رنگ دانه های طبیعی و لکه ها را از الیاف به سرعت و به شکل کنترل شده پاک کند. کارخانه های نساجی در فرانسه و انگلستان خیلی زود استفاده از محلول سفید کننده را برای پارچه های خام آغاز کردند که این امر سرعت تولید را به طور چشمگیری افزایش داد و کیفیت محصول نهایی را بهبود بخشید. قابلیت سفید کردن پارچه ها در دمای محیط، بدون نیاز به جوشاندن یا خیساندن چند روزه، در صنعت نساجی رو به رشد آن دوران یک انقلاب محسوب می شد. این موفقیت اولیه در سفید کردن پارچه ها ارزش هیپوکلریت سدیم را به عنوان یک ماده ی صنعتی تثبیت کرد و راه را برای پذیرش آن در حوزه های دیگری که نیازمند اکسیداسیون قوی و لکه بری بودند هموار ساخت.
پیشرفت ضد عفونی در قرن نوزدهم توسط لاباراک
تا اوایل قرن نوزدهم پتانسیل هیپوکلریت سدیم فراتر از سفید کنندگی نیز نمایان شد. شیمیدان و داروساز فرانسوی آنتوان ژرمن لاباراک نقش مهمی در آشکار ساختن قدرت ضد عفونی کنندگی این ماده ایفا کرد. وی در دهه ی ۱۸۲۰ با محلول های هیپوکلریت سدیم (و همچنین هیپوکلریت کلسیم) آزمایش هایی انجام داد و دریافت که این محلول ها می توانند بوی تعفن ناشی از تجزیه ی مواد آلی را خنثی کرده و از گسترش عفونت جلوگیری کنند. او به طور مشهور محلول های لاباراک خود را در مرده شوی خانه ها و بخش های بیمارستانی به کار برد تا بوی اجساد را از بین ببرد؛ این دستاوردی بود که از سوی فرهنگستان علوم فرانسه مورد تقدیر قرار گرفت. این موفقیت در زمانی رخ داد که هنوز نظریه ی میکروب به طور کامل پذیرفته نشده بود و تصور می شد بوهای بد (میازما) عامل بیماری هستند. یافته های لاباراک نشان داد که هیپوکلریت سدیم می تواند به عنوان یک آنتی سپتیک و ضد عفونی کننده ی قوی عمل کند، نه فقط یک ماده ی پاک کننده. در نتیجه در طول نیمه ی قرن نوزدهم استفاده از پودر کلر و محلول هیپوکلریت در ضد عفونی کف بیمارستان ها، ابزار جراحی و سطوح دیگر متداول شد. این دوره نشان دهنده ی گسترش کاربرد هیپوکلریت سدیم از یک سفید کننده ی صنعتی به ابزاری برای بهبود بهداشت و سلامت عمومی بود.
نقش هیپوکلریت سدیم در بهداشت عمومی قرن نوزدهم
با پیشرفت دانش بیماری های عفونی و بهداشت در قرن نوزدهم، نقش هیپوکلریت سدیم در تلاش های بهداشت عمومی افزایش یافت. حتی پیش از آن که نظریه ی میکروب به طور گسترده پذیرفته شود، اهل فن مشاهده کرده بودند که محلول های حاوی کلر می توانند به مهار شیوع بیماری کمک کنند. به عنوان مثال، طی شیوع وبا و تیفوئید، از پودر سفید کننده (هیپوکلریت جامد) یا محلول آب ژاول برای ضد عفونی لباس های آلوده، چاه های فاضلاب و محل سکونت بیماران استفاده می شد. یکی از نمونه های قابل توجه در دهه ی ۱۸۴۰ رخ داد؛ هنگامی که دکتر ایگناز سملوایس با الزام شست و شوی دست پزشکان با محلول آهک کلردار (هیپوکلریت کلسیم) نرخ عفونت را در یک بخش زایمان بیمارستان وین به شکل چشم گیری کاهش داد. این کاربردهای اولیه ارزش هیپوکلریت را به عنوان یک ضد عفونی کننده ی طیف گسترده که می تواند پاتوژن های نامرئی را بکشد، برجسته کرد. تا اواخر ۱۸۰۰، بیمارستان ها و ادارات بهداشت شهری به طور مرتب از محلول هیپوکلریت سدیم یا ضد عفونی کننده های مبتنی بر کلر مشابه برای تمیز کردن اتاق ها، شستشوی البسه ی بیمارستانی و ضد عفونی فاضلاب استفاده می کردند. این به کار گیری پیشگیرانه ی آب ژاول در بهداشت جامعه، زمینه را برای اقدامات ضد عفونی منظم تر در تأمین آب آشامیدنی و سایر خدمات حیاتی در آستانه ی قرن جدید فراهم ساخت.
اوایل قرن بیستم: گندزدایی آب آشامیدنی
در آغاز قرن بیستم ترکیبات حاوی کلر از جمله هیپوکلریت سدیم کاربرد نوینی پیدا کردند: ضد عفونی کردن آب آشامیدنی. در سال ۱۹۰۸، نخستین گندزدایی پیوسته ی آب شهری در جرزی سیتی ایالت نیوجرسی آغاز شد که طی آن از محلول هیپوکلریت برای کشتن میکروب های آب استفاده گردید. این نوآوری به سرعت بیماری هایی مانند حصبه و وبا را در جمعیت تحت پوشش کاهش داد. تقریباً هم زمان در انگلستان (۱۹۰۵)، دانشمندی به نام الکساندر هیوستون از سامانه ی افزودن هیپوکلریت سدیم برای ضد عفونی آب پس از یک همه گیری حصبه بهره گرفت و اثربخشی این روش را نشان داد. با مبارزه ی شهرها در سراسر جهان با آب ناسالم، کلر زنی آب با هیپوکلریت سدیم یا هیپوکلریت کلسیم راه حلی نسبتاً آسان و ارزان ارائه کرد. تا دهه ی ۱۹۱۰، بسیاری از شهرهای بزرگ اروپا و آمریکای شمالی تصفیه ی آب با ترکیبات کلر را پذیرفته بودند و این امر موجب انقلاب در بهداشت عمومی شد. تا سال ۱۹۱۵، این روش به رویه ای گسترده و استاندارد تبدیل گردید؛ شهرها در سراسر جهان به طور معمول مخازن و شبکه های توزیع آب خود را به وسیله ی هیپوکلریت سدیم کلر زنی می کردند. توانایی هیپوکلریت سدیم در حفاظت مداوم از منابع آب آشامیدنی نقطه ی عطفی به شمار می رفت، آب آشامیدنی به مراتب ایمن تر شد و بروز بیماری های منتقله از آب به شدت کاهش یافت، به طوری که کلر زنی به عنوان یک روش استاندارد تثبیت گردید.
جنگ جهانی اول و نوآوری های مراقبت از زخم
در طی جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸)، هیپوکلریت سدیم به عنوان یک ابزار پزشکی نجات بخش در میدان نبرد به کار گرفته شد. سنگرهای جنگ جهانی اول مملو از عفونت شدید زخم ها بودند و ضد عفونی کننده های اولیه اغلب به بافت سالم نیز آسیب می رساندند. در این شرایط، شیمیدان بریتانیایی هنری داکین با همکاری دکتر الکسی کارل جراح فرانسوی، یک محلول رقیق و بافر شده ی هیپوکلریت سدیم به نام محلول داکین را توسعه دادند. این محلول شستشوی زخم حاوی حدود ۰/۵ درصد NaOCl بافری شده با اسید بوریک می توانست باکتری ها را بکشد بدون این که بافت را به شدت تحریک کند؛ تعادلی حیاتی که ضد عفونی کننده های قبلی فاقد آن بودند. محلول داکین در حجم زیاد تولید شد و گاهی با تولید کلر از طریق الکترولیز آب دریا روی کشتی های بیمارستانی تهیه می گردید تا نیاز بیمارستان های صحرایی تأمین شود. بهیاران از آن برای شستشوی زخم های عمیق استفاده می کردند و بدین ترتیب از گانگرن جلوگیری نموده و جان هزاران سرباز را نجات دادند. موفقیت این درمان مبتنی بر هیپوکلریت سدیم برای پزشکی زمان جنگ انقلابی بود و مرگ و میر ناشی از زخم های عفونی را به طور چشم گیری کاهش داد. تجربه ی جنگ جهانی اول جایگاه هیپوکلریت سدیم را به عنوان یک آنتی سپتیک مهم در پزشکی تثبیت کرد و کاربردهای آن را فراتر از مصارف پاک سازی و تصفیه ی آب گسترش داد.
اواسط قرن بیستم: رواج سفید کننده در خانه ها
تا اواسط قرن بیستم هیپوکلریت سدیم به یکی از ملزومات نظافت و بهداشت در خانه ها تبدیل شده بود. چیزی که به عنوان یک محصول صنعتی آغاز شده بود، تا حد زیادی به لطف بهبود در روش های تولید و بسته بندی، به مصرف روزمره ی خانوار راه یافت. در دهه ی ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰، شرکت هایی مانند Electro Alkaline (بعد ها کلوراکس) شروع به عرضه ی وایتکس مایع برای استفاده ی خانگی در غلظت های رقیق تر و ایمن تر کردند. کدبانوان به سرعت دریافتند که این سفید کننده ی معجزه گر می تواند لباس ها را سفید کند، لکه های سمج را از بین ببرد و سطوح را به راحتی ضد عفونی کند. طی دهه های بعد، محبوبیت سفید کننده ی خانگی در سراسر جهان افزایش یافت. تا دهه ی ۱۹۵۰، وایتکس به طور معمول در زیر سینک آشپزخانه ها و رخت شوی خانه ها یافت می شد و برای هر کاری از ضد عفونی حمام گرفته تا تصفیه ی اضطراری آب آشامیدنی استفاده می شد. کارزارهای تبلیغاتی بر توانایی های میکروب کشی آن تأکید می کردند و راحتی استفاده از آن را نشان می دادند و به این ترتیب وایتکس را در برنامه ی نظافت عمومی مردم جای دادند. گسترش استفاده از ماشین های لباس شویی و لوله کشی آب نیز استفاده از وایتکس را برای لباس شویی و نظافت خانه تسهیل کرد. فراگیری هیپوکلریت سدیم در منازل تا اواخر قرن بیستم انکار ناپذیر بود، بررسی ها نشان داد تقریبا چهار پنجم خانوارهای برخی کشور ها (مانند ایالات متحده) همیشه وایتکس در دسترس داشتند. این دوران، هیپوکلریت سدیم را به عنوان یکی از پایه های بهداشت و لکه بری خانگی تثبیت کرد.
گسترش کاربردهای صنعتی در قرن بیستم
علاوه بر مصارف خانگی و شهری از اواسط تا اواخر قرن بیستم هیپوکلریت سدیم در صنایع گوناگون نیز به کار گرفته شد. خواص اکسید کنندگی و ضد عفونی کنندگی قوی آن باعث ارزشمندی اش در حوزه های تولیدی و مدیریت محیط زیست گردید. به عنوان مثال، در صنعت خمیر و کاغذ از هیپوکلریت سدیم برای سفید کردن خمیر چوب استفاده می شد، هر چند بعدها به دلیل نگرانی های زیست محیطی، از عوامل سفید کننده ی دیگری استفاده شد. کارخانه های نساجی نیز همچنان از آن برای سفید کردن پارچه در مقیاس بزرگ بهره می بردند. در صنایع آب کاری فلزات، هیپوکلریت سدیم برای خنثی سازی پسماندهای سیانیدی سمی حمام های آب کاری مورد استفاده قرار گرفت، زیرا سیانید سمی را با اکسیداسیون به سیانات بی ضرر تبدیل می کرد. نیروگاه ها و سیستم های برج خنک کننده، هیپوکلریت سدیم را برای جلوگیری از رشد جلبک، لجن و باکتری در آب در گردش تزریق می کردند. در صنایع شیمیایی نیز به عنوان معرف یا حد واسط در برخی فرایندها مورد استفاده قرار گرفت. تطبیق پذیری هیپوکلریت سدیم همچنین به کاربرد آن در مدیریت پسماند منجر شد، فاضلاب ها و پساب های صنعتی را اغلب با وایتکس تصفیه می کردند تا بوهای نامطبوع کاهش یابد و بار میکروبی قبل از تخلیه کاهش پیدا کند. با به کار گیری هیپوکلریت سدیم در این فرایندها، صنایع توانستند ایمنی، بهداشت و کیفیت محصولات را بهبود بخشند. البته نگرانی ها درباره ی خورندگی و ایجاد ترکیبات کلردار ناخواسته در نهایت به بهبود تمهیدات و کنترل های دقیق هنگام استفاده از سفید کننده در صنایع منجر شد.
کاربردها در صنایع غذایی و کشاورزی
هیپوکلریت سدیم به دلیل خاصیت ضد میکروبی قوی در صنایع مرتبط با غذا و کشاورزی نیز به ماده ای اساسی تبدیل شده است. در کارخانجات صنایع غذایی، محلول های رقیق وایتکس برای استریل کردن تجهیزات، سطوح و ابزارها استفاده می شوند تا از آلودگی میکروبی جلوگیری شود. به عنوان نمونه، در تأسیسات لبنیات و نوشیدنی به طور منظم هیپوکلریت سدیم را در سیستم های لوله کشی و مخازن به عنوان بخشی از برنامه ی شستشوی در جا به گردش در می آورند. دستورالعمل های ایمنی غذا در بسیاری از کشور ها استفاده از گند زداهای کلردار بر روی سطوح در تماس با مواد غذایی را مجاز می دانند، مشروط بر این که باقی مانده ی کلر کمتر از حد معینی باشد. میوه و سبزیجات نیز اغلب در آب حاوی کلر شستشو داده می شوند تا باکتری ها و قارچ ها کشته شوند این کار در محصولات آماده ی مصرف و هنگام فرایند پس از برداشت متداول است. در بخش کشاورزی، کشاورزان از هیپوکلریت سدیم برای ضد عفونی کردن آب آبیاری و تیمار بذر یا ابزار استفاده می کنند که به مهار بیماری های گیاهی کمک می کند. باغداران محلول هیپوکلریت را در فصل های غیر فعال (خزان) بر روی درختان میوه و تاکستان ها اسپری کرده اند تا آفات قارچی و باکتریایی را کنترل کنند. حتی استانداردهای کشاورزی ارگانیک نیز استفاده ی محدود از هیپوکلریت سدیم را برای اهداف بهداشتی مجاز می شمارند. این کاربردها در صنایع غذایی و کشاورزی نقش هیپوکلریت سدیم را در حفظ سلامت عمومی با کاهش پاتوژن های موجود در زنجیره ی غذا و همچنین محافظت از محصولات زراعی در برابر بیماری نشان می دهد.
پیشرفت های فناوری تولید و دسترس پذیری
رواج گسترده ی هیپوکلریت سدیم به واسطه ی پیشرفت های عمده در نحوه ی تولید و توزیع آن میسر شد. در ابتدا وایتکس با روش های بچ و در مقیاس کوچک مانند شیوه ی ژاول (افزودن گاز کلر به محلول قلیایی در مخازن) تولید می شد. در اواخر قرن نوزدهم، ابداع فرایند کلر آلکالی الکترولیتی امکان تولید هیپوکلریت سدیم را به صورت کارآمدتر از طریق عبور جریان برق از آب نمک فراهم کرد. کار آفرینان اقدام به ساخت کارخانجاتی برای تولید انبوه سفید کننده ی مایع کردند برای نمونه، در سال ۱۸۹۲ اولین کارخانه ی تولید وایتکس به روش الکترولیز در ایالات متحده راه اندازی شد. تا دهه ی ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، شرکت های بزرگ شیمیایی هیپوکلریت سدیم را با غلظت بالا تولید و در بشکه ها به مصرف کنندگان و شهرداری ها عرضه می کردند. بسته بندی نیز به مرور بهبود یافت: در ابتدا وایتکس در محفظه های شیشه ای سنگین عرضه می شد، اما بعدها به ظروف پلاستیکی منتقل شد و مواد پایدار کننده (مانند مقدار کمی سود سوز آور) برای افزایش عمر مفید محلول به آن افزوده گردید. در همین دوره، تاریخچه ورود آب ژاول به ایران و تولید داخلی نیز شکل گرفت؛ زمانی که نیاز به مواد گندزدا و سفیدکننده در مراکز بهداشتی، نساجی و خدمات شهری باعث شد هیپوکلریت سدیم ابتدا به صورت وارداتی مورد استفاده قرار گیرد و سپس کارگاه ها و کارخانه های داخلی تولید آن را آغاز کنند. این روند، مبنای توسعه ی تولید صنعتی آب ژاول در کشور شد و بعدها کارخانه های بزرگ تری مانند واحدهای کلر–آلکالی به تولید مستمر این ماده پرداختند. در دهه های اخیر، فناوری تولید در محل نیز رایج شده است؛ به طوری که دستگاه هایی مستقر در محل، هیپوکلریت سدیم را به صورت درجا از نمک و برق تولید می کنند (امری متداول در برخی استخرها و تأسیسات آب). این نوآوری ها در تولید و حمل و نقل، هیپوکلریت سدیم را در دسترس تر، ارزان تر و کاربردی تر ساخت و مستقیماً به فراگیری جهانی آن در عصر مدرن کمک کرد.

کاربردهای پزشکی و درمانی مدرن
در مراقبت های بهداشتی امروزی هیپوکلریت سدیم همچنان به عنوان یک گند زدا و آنتی سپتیک همه کاره در کاربردهای تخصصی مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از کاربردهای برجسته ی آن در دندان پزشکی است: در درمان ریشه ی دندان (اندودنتیکس)، دندان پزشکان کانال های ریشه ی دندان را با محلول هیپوکلریت سدیم شستشو می دهند تا بافت مرده را حل کرده و باکتری های داخل دندان را از بین ببرند. توانایی آن در ضد عفونی و تجزیه ی مواد آلی، این ماده را برای این منظور ایده آل می سازد. در بیمارستان ها و درمانگاه ها، محلول های وایتکس برای ضد عفونی سطوح و تجهیزات به کار گرفته می شوند؛ به ویژه برای از بین بردن پاتوژن های مقاومی مانند اسپورهای کلستریدیوم دیفیسیل یا نورو ویروس. معمولاً از آن برای پاک سازی خون ریخته شده و ضد عفونی اتاق ها پس از درمان بیماران عفونی استفاده می شود. شستشوهای هیپوکلریت سدیم با غلظت پایین در پوست پزشکی نیز به کار رفته است به عنوان مثال، گاهی پزشکان حمام رقیق وایتکس را برای بیمارانی که به اگزمای مزمن یا عفونت های پوستی مکرر مبتلا هستند توصیه می کنند؛ زیرا این محلول می تواند میزان باکتری روی پوست را کاهش دهد. در طی بحران های بهداشت جهانی مانند شیوع ابولا و همه گیری کووید ۱۹، هیپوکلریت سدیم بار دیگر به عنوان گند زدای سطحی خط مقدم در مراکز درمانی و فضاهای عمومی مورد توجه قرار گرفت. اثر گذاری طیف گسترده، در دسترس بودن و هزینه ی پایین آن سبب شده است که حتی با ورود ضد عفونی کننده های جدید تر به بازار، هیپوکلریت سدیم همچنان یک ابزار اساسی در پزشکی مدرن برای کنترل عفونت باقی بماند.
بررسی تطبیقی کاربردهای گذشته و حال
در طول زمان کاربردهای هیپوکلریت سدیم به طور چشم گیری گسترده تر شده و از یک سفید کننده با کاربرد واحد به یک ماده ی شیمیایی چند منظوره و حیاتی برای بهداشت عمومی تبدیل شده است. در زیر یک نمای کلی تطبیقی ارائه شده است که نشان می دهد چگونه کاربردهای کلیدی هیپوکلریت سدیم از گذشته تا به امروز تغییر یافته است:
| حوزه ی کاربرد | کاربرد یا معرفی در گذشته | کاربرد در حال حاضر | فایده ی کلیدی | تحول یا تغییرات |
|---|---|---|---|---|
| سفید کردن پارچه | اواخر قرن ۱۸: معرفی به عنوان "مایع سفید کننده" برای سفید کردن پنبه و کتان، جانشین سفید کردن کند با نور خورشید. | همچنان برای لکه بری موضعی و برخی فرآیندهای پارچه به کار می رود (هر چند سفید کننده های ملایم تر اکنون در تولید انبوه غالب هستند). | رنگ دانه ها و لکه های طبیعی را به سرعت در دمای محیط از بین می برد. | در ابتدا اصلی ترین کاربرد هیپوکلریت سدیم بود؛ امروزه یکی از چندین عامل سفید کننده است (در صنعت نساجی اغلب از پراکسید استفاده می شود). |
| خمیر و کاغذ | اوایل تا اواسط قرن ۲۰: برای سفید کردن خمیر چوب جهت سفید کردن کاغذ به کار گرفته شد. | تا حد زیادی کنار گذاشته شده و با دی اکسید کلر و سفید کننده های بر پایه ی اکسیژن جایگزین شده است تا مقررات زیست محیطی رعایت شود. | خمیر کاغذ را به شکل کارآمدی سفید و روشن می کند. | نگرانی های زیست محیطی (تولید دیوکسین) تا اواخر قرن ۲۰ تغییر به روش های جایگزین را موجب شد. |
| نظافت خانگی | اوایل دهه ی ۱۹۰۰: اولین بار حدود ۱۹۱۵ به مصرف کنندگان عرضه شد، ابتدا به عنوان سفید کننده ی لباس شویی. | گند زدای خانگی متداول برای سفید کردن لباس ها، تمیز کردن سطوح، کپک زدایی و غیره. | میکروب های خانگی را به آسانی می کشد و لکه های سرسخت را پاک می کند. | پس از جنگ جهانی دوم در منازل رایج شد؛ اکنون در غلظت ها و رایحه های متنوع در دسترس است. |
| تصفیه ی آب آشامیدنی | اوایل ۱۹۰۰: (۱۹۰۵ در بریتانیا، ۱۹۰۸ در آمریکا) برای کلر زنی آب شهری و مهار بیماری به کار رفت. | روش استاندارد جهانی برای گند زدایی منابع آب آشامیدنی شهری. | پاتوژن های آب زاد (مانند وبا، حصبه) را در سامانه ی توزیع آب از بین می برد. | همچنان رکن اساسی تأمین آب سالم است و سامانه های مدرن با دوزینگ دقیق و پایش جهت کنترل محصولات جانبی از آن بهره می گیرند. |
| تصفیه ی فاضلاب | میانه ی قرن ۲۰: آغاز استفاده برای گند زدایی پساب فاضلاب پیش از تخلیه. | به طور گسترده در تصفیه خانه های فاضلاب برای کشتن پاتوژن ها قبل از رها سازی آب تصفیه شده استفاده می شود. | خطر بیماری ناشی از فاضلاب را کاهش داده و کیفیت آب محیط زیست را حفظ می کند. | اکنون اغلب همراه با گام های کلر زدایی به کار می رود تا آسیب به آبزیان به حداقل برسد و میان ایمنی و محیط زیست توازن برقرار شود. |
| آنتی سپتیک پزشکی | دهه ی ۱۹۱۰: به صورت محلول داکین در جنگ جهانی اول برای ضد عفونی زخم استفاده شد (اولین کاربرد مهم پزشکی). | برای شستشوی زخم (در بعضی موارد)، شستشوی ریشه ی دندان در دندان پزشکی و ضد عفونی سطوح بیمارستانی در برابر پاتوژن های مقاوم استفاده می شود. | اثر ضد میکروبی وسیع الطیف؛ در برابر باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها موثر است. | علی رغم حضور ضد عفونی کننده های مدرن، همچنان برای نیازهای خاص پزشکی (مخصوصاً زمانی که عوامل دیگر مؤثر نباشند) کاربرد دارد. |
| صنایع غذایی و کشاورزی | اواسط قرن ۲۰: برای استریل کردن تجهیزات و ظروف غذایی به کار گرفته شد؛ استفاده در مزرعه پیش تر محدود بود. | برای استریل کردن تجهیزات فرآوری غذا، شستشوی محصولات و ضد عفونی سطوح تماس با غذا به کار می رود؛ همچنین روی محصولات و درختان برای کنترل بیماری ها پاشیده می شود. | با حذف میکروب ها از بروز بیماری های منتقله از غذا و آلودگی محصولات جلوگیری می کند. | اکنون بخش ثابت پروتکل های ایمنی غذا (با حد مجاز باقی مانده) و بهداشت مزارع است؛ در کشاورزی ارگانیک با قیود خاصی پذیرفته شده است. |
| استخرهای شنا | اوایل قرن ۲۰: اولین آزمایش های کلر زنی استخر (۱۹۱۰) انجام شد؛ ابتدا از گاز کلر و هیپوکلریت جامد استفاده می شد. | هیپوکلریت سدیم گند زدای اصلی استخرها است (اغلب به صورت مایع اضافه یا در محل از نمک تولید می شود). | با از بین بردن جلبک ها و میکروب ها ایمنی آب استخر و جکوزی را تضمین می کند. | استخرهای امروزی با دوزینگ خودکار هیپوکلریت یا مولدهای نمکی کلر کیفیت آب را حفظ می کنند؛ ایمن تر و آسان تر از کار با گاز کلر است. |


